برخی از مفاهیم رسانه ای رایج

1- نمای متوسط Medium shot
نمایی که حدفاصل بین نمای دور و نمای نزدیک است.
 

2- نمای مدل Model shot
نمایی که در آن از نمونه های کوچک (ماکت) اجسام استفاده و به جای جسم بزرگ اصلی ارایه شده باشد. یک جور حقه ی سینمایی است. مثل دریایی که بر آن ظاهراً کشتی ها شناور باشند یا پلی منفجر میشود و ... ولی در واقع آنها نمونه های کوچک هستند.  
 

3- نمای نقطه نظر Point-of-view shot
نمایی که صحنه را از دریچه ی دید و چشم یکی از شخصیتهای فیلم نشان بدهد. گویی او آن صحنه را می بیند. به طور خلاصه به این نما p.o.v هم اطلاق میشود.  
 

4- نمای هوایی Aerial shot
نمایی که دوربین فیلمبرداری از هوا، از ارتفاع نسبتاً زیاد، از بالای جرثقیل مخصوص فیلمبرداری، از داخل هواپیما و یا هلی کوپتر می گیرند. به این نما هلی شات نیز می گویند.  
 

5-نوار سروصداهای متفرقه (ساندافکت) Effects Track     
صدای فیلم از سه نوار (Track) در اصل جداگانه، تشکیل میشود. نوار گفتگوها (Dialogues) نوار سروصداهای متفرقه (musical score) و نوار سروصداهای متفرقه (sound Effects) که این هر سه به وسیله متصدی تدوین صدا در آخر، روی یک نوار صوتی واحد ترکیب (mix) میشود.  

6- نور اصلی صحنه (key Light)    
نور اصلی که برای روشن کردن صحنه، موقع فیلمبرداری به کار میرود.  
 

7-  نور مکمل (Filler Light (Fill light
روشنایی کمکی که از طرف مقابل منبع اصلی نور (key light) به موضوع فیلمبرداری تابانده میشود و سایه ها را نرم و کمی روشنتر میکند و به قسمتهایی که در تاریکی مانده اند و «نور اصلی» به آنها نرسیده روشنایی می بخشد. «نور مکمل» ضعیفتر از «نور اصلی» است.  
 

8-  نوع ( ژانر) Genre
کلمه ای فرانسوی، اصلاً به معنی نوع و گونه، در سینما نوعی و گروهی فیلم خاص مثل ژانر «وسترن»، ژانر «موزیکال» و غیره.  
 

9-  وایپ wipe    
یک شیوه نقطه گذاری سینمایی و وسیله ای برای انتقال از یک صحنه به صحنه ای دیگر. در این طریقه خطی از یک قسمت در سطح تصویر (به طور افقی، عمودی، مایل، چرخان یا بازشونده از وسط تصویر به شکل v و غیره) حرکت می کند و در جریان این حرکت صحنه قبلی را محو و صحنه جدید را جایگزین آن می کند. این تدبیر در فیلمهای سابق زیاد معمول بود و امروز کمتر از آن استفاده میشود.


10- میزانسن Mise enscene
اصطلاحی فرانسوی که اصلاٌ تئاتری است و اجرا و به تحقیق درآوردن نمایشنامه را معنی میدهد. در سینما، «میزانس» یعنی قسمتی از کار فیلمسازی که روی صحنه انجام میگیرد، مثل بازی دادن هنر پیشه ها، انتخاب جا و حرکت دوربین، نورپردازی و غیره. 
همچنین نوع کادر و «نما» حرکت دوربین و نور یا رنگ پردازی برای بیان معنویات، احساسات و تفکرات.  
 

11- نگاتیو (فیلم منفی) Negative    
نسخه منفی فیلم که فسمتهای تاریک و روشن بر آن معکوس ثبت شده و پس از چاپ از روی آن، نسخه مثبت (positive) به دست می آید.  
 

12-  نما Shot    
مقدار تصویری که دوربین فیلمبرداری بدون قطع از یک صحنه می گیرد. «نما» کوچکترین واحد ساختمان فیلم است و یک فیلم از «نما»های متعدد (حدود 600 تا 1000نما) تشکیل میشود.  
 

13- نمای از روی شانه over – the – shoulder-shot
«نما»یی که معمولاً در صحنه های گفتگو به کار میرود. به این ترتیب که دوربین از بالای شانه و پشت یکی از دوطرف، صورت یا نیم تنه طرف مقابل او را نشان میدهد و این کار ضمن گفتگوی آن دو، به طور متناوب تکرار میشود.
 

14-مای تمام قد Full shot
نمایی که در آن تماس پیکر شخص دیده شود. معادل با medium Long shot  
 

15-  نمای خیلی درشت Extreme close-up
نمایی درشت تر و نزدیکتر از نمای نزدیک (close-up اگر نمای درشت، مثلاً چهره ای را نشان دهد، «نمای» خیلی درشت جزئی از این چهره، مثلاً لبها یا چشمها خواهد بود. به این نما، «نمای جزئیات» (Detail shot) و (Big close-up) هم می گویند.  
 

16- نمای خیلی دور Extreme long-shot
نمایی دورتر و ریزتر از نمای دور (long-shot) مثلاً اگر نمای دور یک خانه را نشان بدهد، نمای خیلی دور این خانه را با محوطه ی اطرافش مثلاً در وسط صحرا یا جنگل نشان خواهد داد.  
 

17-  نمای درشت Close-up
نما یا تصویر درشتی که دوربین فیلمبرداری از فاصله نزدیک از موضوع می گیرد. صورت یک شخص، دستهای یک انسان، کتابی روی میز، یک گلدان گل، این نما به اختصار c.u نوشته میشود.  
 

18-  نمای دور، نمای عمومی Long shot
نمایی که حداقل تمام هیکل موضوع فیلمبرداری و گاه کمی بیشتر را دربرمیگیرد.  
 

19-  نمای دونفره Two-shot
نمایی که در آن دونفر با هم (معمولاً نیم تنه) نشان داده میشوند.  
 

20- نمای کلی master shot
یک نمای عمومی از صحنه، نمای دور و دربرگیرنده تمامی صحنه. یک برداشت (Take) طولانی از تمامی صحنه به صورت نمای عمومی. کار گردآوری «نما»های نزدیکتر را آسان میسازد. متصدی تدوین هر بار که کارش لنگ شد از این نما استفاده می کنند.  
 

21- نمای Insert
نمایی درشت از یکی از جزئیات صحنه (Detail shot) که اهمیت عمده ای در جریان وقایع صحنه دارد و خبر یا اطلاع مهمی میدهد و میان وقایع ظاهر میشود. مثل نمایی از یک نامه، یک کلید، یک کارد.  
 

22-  نمای متحرک Tracking shot
نمایی که با دوربین متحرک گرفته شود. دوربین ممکن است بر ارابه ای که روی ریل حرکت می کند سوار باشد و یا ارابه روی ریل نباشد و بر چرخهای لاستیکی حرکت داده شود و با دوربین به هر وسیله ممکن مانند اتومبیل و ... حرکت داده شود. 
Tracking همان معنی Dollying و Truking را دارد. به این نما Travelling shot هم می گویند.  
 

23-فیلمولوژی (فیلم شناسی) Filmology
مطالعه و تحلیل سینما به عنوان یک پدیده اجتماعی، سیاسی و تاریخی
 

24-کات (قطع) Cut
قطع از یک «نما» (یا صحنه یا فصل) به «نما» (صحنه یا فصل) دیگر. عوض شدن صحنه با یک جهش (قطع) سازد.  
 

25-کادر ثابت (فیکسدفریم) Fixed Frame
هنگامی که فیلم در یک تصویر به خصوص از حرکت می ماند و ثابت میشود. (این کار با تکثیر و چاپ یک تصویر از فیلم به تعداد زیاد انجام می پذیرد).

  
26-کارگردان Director
سازنده و مسئول اصلی فیلم، هنرمند آفریننده اصلی پشت سر هر فیلم، ناظر و مدیر خلاقه کاری که سایر هنرمندان و متخصصان فنی در جریان ساختن فیلم انجام میدهند، مسئول اصلی شکل و معنی بخشیدن به فیلم، رهبری کننده بازی هنرپیشه ها، تعیین کننده سبک تصویری فیلم و نوع فیلمبرداری (رهبری فیلمبردار)، ریتم و نوع تدوین فیلم (رهبری تدوین) و یکی از انتخاب کننده های اصلی نوع موسیقی، نوع دکور، لباس و تمام خصوصیات فنی و هنری دیگر فیلم.  
 

 27- کراپ دالی Crab Dolly
ارابه مخصوصی که دوربین فیلمبرداری را روی آن سوار می کنند و میتواند به هر طرف بچرخد و حرکت کند و به علت سبک و باریک بودن کارکردن با آن آسانتر از ارابه Dolly های مرسوم است.  
 

 28- کلاکت (Claquette (clupper board
یک تکه تخته یا تابلوی کوچک که بر آن با گچ اسم فیلم، شماره ی «نما»، نوبت برداشت و اسم کارگردان را می نویسند و در شروع فیلمبرداری از هر نما جلوی دوربین می گیرند. دوربین که شروع به کارکرد مسئول کلاکت، دسته ای را که با یک لولا از یکطرف به بالای کلاکت وصل است با ضربه ای (صدای «دق» ) پایین می آورد. 
«کلاکت» راهنمای مسئول تدوین فیلم در ردیف کردن«نما»ها به حساب شماره ردیف ازروی سناریو وصدای کلاکت راهنمای مسئول تدوین صدا درتطابق صدا باحرکت (Synchronisation) در شروع هر «نما» است.

  
29-گفتار Narration commentary
صدایی که روی تصویر و صحنه فیلم می آید (و گوینده اش دیده نمیشود) و صحنه را همراهی میکند. گفتار ممکن است شرح خود صحنه باشد و یا ربطی به تصویری که می بینیم نداشته باشد و موضوع دیگری غیراز واقعه روی پرده را بیان کند. به این اصطلاح «Voice-over» نیز گفته میشود.  
 
 

30-محل فیلمبرداری (خارج از استودیو) Location
هر محلی، غیراز صحنه ی استودیو که در آن فیلمبرداری صورت می گیرد، اعم از محیط خارجی یا محیط داخلی (ساختمان واقعی).  
 

 31- ملودرام Meloderame
ملودرام» در اصلی یعنی درام (نمایش) همراه با موسیقی (ملودی)، معنی دقیقترش نوعی درام قرن نوزدهم است که به صورتی ابتدایی به مبارزه بین قهرمان مثبت با آدمهای ناجنس میپرداخت. در ایام اخیر «ملودرام» به درامهای احساساتی سبک و سطحی اطلاق میشود.  
 

 32- منشی صحنه Scriptgirl      
کسی که جزئیات هر «نما» را یادداشت می کند که در «نما» یا «نما»های بعدی که ظاهراً و از نظر زمان فیلم، دنباله همین «نما» ست ولی در عمل و حین فیلمبرداری ممکن است فاصله زمانی زیادی بین آنها افتاده باشد. این جزئیات با هم جور باشند و صحنه ها از لحاظ جزئیات و کلیه خصوصیات تداوم داشته باشند. «منشی سناریو» نیز در برخی متون نوشته شده است. در انگلستان برای این فرد عنوان منشی تداوم صحنه ها Continuity Girl به کار می رود.  

 

33-  فریم (کادر)Frame
یک قابل از تصویر فیلم، یک کادر فیلم، یک تصویر واحد از فیلم. به صورت عادی در فیلمهای 35 میلیمتری هر 24 کادر در یک ثانیه از فیلم را نمایش میدهد.
 

34-فلاش بک (رجوع به گذشته)Flush back
تدبیری سینمایی در بیان قصه که طی آن، فیلم واقعه زمان حاضر را رها می کند و (معمولاً از نظر یکی از قهرمانان داستان) به نقل اتفاقی در گذشته میپردازد.  
  

35-فلاش فوروارد (تجسم آینده)Flash Forward    
معکوس یادآوری گذشته، موقعی که فیلم در نقل قصه ناگهان به زمان آینده می جهد و مثلاً یکی از شخصیتها، اتفاقاتی را که قرار است بعدها رخ دهد درنظر مجسم میکند و فیلم این اتفاقات را نشان میدهد.  
 

36-فوکوس (وضوح)Focus
خطوط منعکس از جسمی که روبروی عدسی دوربین فیلمبرداری قرار دارد، بعداز عبور از عدسی در یک نقطه (محور تقاطع) به هم می رسند و جسم در این نقطه واضح دیده میشود، یعنی تصویری که چشم از دریچه دوربین می بیند (و بر فیلم نقش می بندد) دارای وضوح است.  
 

37- فیدآت (تاریک شدن تدریجی تصویر) Fade - out
تصویر فیلم به تدریج در سیاهی فرو میرود و صحنه یا فصلی به این ترتیب ختم میگردد تا صحنه بعدی به تدریج از درون تاریکی دربیاید. Fade-in  
 

38- فیداین (روشن شدن تدریجی تصویر) Fade – In     
تصویر اول سیاه است بعد به تدریج از تاریکی درمی آید و واضح میشود. «تصویر روشن شونده» معمولاً بلافاصله بعداز «تصویر تاریک شونده» Fade-out می آید و گذر زمان را نشان میدهد.  
 

39- فیلتر(صافی) Filter
ورقه نازکی معمولاً از طلق رنگی که جلوی عدسی دوربین فیلمبرداری قرار می گیرد تا رنگ نوری را که به فیلم میرسد تغییر دهد. مثلاً در فیلم سیاه و سفید با قرار دادن «فیلتر» زرد جلوی دوربین، آسمان آبی تیره تر و ابرهای سفید مشخص تر میشود. در فیلم رنگی «فیلتر» برای آن به کار میرود که نوع نور با حساسیت فیلم رنگی تطبیق داده شود. مثل موقعی که فیلم رنگی مخصوص فیلمبرداری در محیط داخلی را برای فیلمبرداری از صحنه های خارجی و در نور بیرون به کار میبرند. گاه صافیهای رنگی را برای دادن حالت مبالغه شده و یا ایجاد احساسی خاص در صحنه جلوی منبع نور قرار میدهند و به صحنه رنگ یا رنگهای تندی می دهند.  
 

40- فیلمبردار Cameraman
باید دانست که لغت «فیلمبردار» یک اصطلاح است و معمولاً بر سر دوربین فیلمبرداری بیش از یک نقر کار می کند. دوربین معمولاً یک مسئول دارد (که در واقع فیلمبردار اصلی و مسئول اجرای نظر کارگردان است). این مسئول را در آمریکا «مدیر عکاسی» یا «مدیر فیلمبرداری» Cinema to grapher , Director of photography می گویند.... دوربین فیلمبرداری معمولاً دارای یک فیلمبردار «متصدی دوربین» Camera operator یک «مسئول تنظیم عدسی» تنظیم عدسی» Focus puller یک «مسئول کلاکت» claupper boy و یک یا چند مسئول جابه جا کردن دوربین Grip است.  
 
 

41-عمق صحنهDepth Field
قسمتی از حوزه دید عدسی دوربین که در آن جسم دارای وضوح (focus) است و جزییات خطوطش به روشنی دیده میشود.  
 

42- فاین کاتFine cut      
برش ریز و دقیق، وصل «نما»ها و صحنه ها به هم، جوری که فیلم جریان و بیانی روان (و علیرغم قطع «نما»ها) بدون جهش و تمیز داشته باشد. «فاین کات» برش است، دقیق، درمقابل، برش خام و ناپرورده «راف کات» Rough cut که صرفاً سرهم چسباندن «نما»ها و «برداشت» ها (Tukes) به ترتیب تقدم و تأخر آنها در سناریو است، بدون توجه به ریزه کاریها و تمیزی و روانی قطع و وصل «نما»ها.  

 

43- دالی (ارابه) Dolly  
سکویی چرخدار برای حرکت دادن دوربین فیلمبرداری که معمولاً برای دقت و بی صدایی با دست حرکت داده میشود. ارابه گاهی روی ریل و گاهی با چرخهای لاستیکی روی سطوح صاف قابل حرکت است فیلمبردار و مسئول تنظیم عدسی براین سکوی چرخدار قرار می گیرند.حرکت دوربین روی سکوی چرخدار را هم Dolly می گویند.
 

44- دستگاه نمایشProjector
همان که به فارسی اصطلاحاً آپارات می گویند.  
 

45- دکوپاژDecoupage
طرح و شکل فنی فیلم به ترتیب و نظام نماها، حرکت دوربین و سایرخصوصیات فنی در فیلمنامه نویسی. «دکوپاژ» کردن فیلمنامه یعنی بعداز نوشتن شرح صحنه و گفتگوها. اضافه کردن نکات فنی مربوط به فیلمبرداری، مثل نوع «نما» (نزدیک ، دور و ...) حرکت دوربین، نوع عدسی و غیره. فرانسوی ها محسوس نبود. اصطلاح «دکوپاژ پلاستیک» را به کار میبرند. 
لازم به ذکر است دکوپاژ کردن فیلمنامه فقط توسط کارگردان صورت می گیرد و فیلمنامه نویس اجازه نوشتن فیلمنامه دکوپاژ شده را ندارد.  
 

46- دوربین ذهنیSubjective camera  
«نما»یی که ظاهراً از دریچه چشم قهرمان داستان یا کسی که تماشاگر صحنه است نشان داده میشود. یعنی دوربینی جای چشم (و داخل ذهن) او قرار دارد. این اصطلاح همچنین معادل است با «نمای دید) The point of view shot که اختصاراً P.O.V گفته میشود.  
 

47- دیزآلوت داخل تصاویر Dissolve
محو تدریجی یک تصویر و ظهور تدریجی تصویری دیگر بر آن تداخل تصویرها یک جور نقطه گذاری در بیان داستان و نمودار گذشت زمان و تغییر مکان است. تداخل تصویرها را Lump Dissolveهم می گویند.  
 
 

48- راشRushes
نسخه چاپ شده (مثبت) نگاتیوهای فیلمبرداری شده همراه با صدا را «راش» می نامند. بازبینی «راش» ها برای کنترل نتیجه کار انجام می گیرد. در پایان فیلمبرداری «راش» ها دراختیار تدوین کننده فیلم قرار می گیرد تا در دومرحله تدوین اولیه (راف کات) و تدوین نهایی (ناین کات) به صحنه های فیلمبرداری شده نظم و ریتم پیشرفت منطقی داستان را بدهد.  
 

49- راف کات Rough cut
یکی از مراحل تدوین فیلم، بریدن فیلم و سرهم کردن صحنه ها، به نحوی که صحنه ها فقط مطابق تداوم داستانی دنبال هم قرار بگیرند و بین «نما» های منفر پیوند تمیز و بدون جهش نباشد. 

 

50- رویداد موازیParallel Action 
دو واقعه ی همزمان که در فیلم به طور موازی و همگام پیش برده شوند. نظیر صحنه ای که در آن کسی قصد قهرمان زن فیلم را داشته باشد و در همین خلال ما قهرمان مرد داستان را ببینیم که دارد به سرعت و شتابان خود را به محل واقعه میرساند تا زن را نجات دهد و این دو واقعه مرتب به طور متناوب، یک تکه از یکی و تکه ای از دیگری، نشان داده شوند. شیوه نشان دادن متناوب این دو واقعه را تدوین و قطع موازی می گویند.  
 

51- زاویه، زاویه دید Angel,Angel of view
زاویه ای که در آن نگاه دوربین فیلمبرداری «موضوع» را دربرمی گیرد. عدسی زاویه بازwide Angle حوزه وسیعتری را شامل میشود. عدسی تله فتو Telephoto (مخصوص فیلمبرداری از دور) حوزه باریکتری را نشان میدهد. دوربین اگر از پایین به موضوع نگاه کنند، از زاویه سربالا Low Angle فیلمبرداری می کند و برعکس از زاویه سرازیرHigh Angle فیلمبرداری می کند.  
 

52- زاویه مخالفReverse Angle
«نما»یی که جهت مقابل و مخالف «نما»ی قبل از خود را نشان میدهد. مثل صحنه گفتگو که اول یک شخص نشان داده میشود و بعد در زاویه مخالف طرف مقابل وی.  
 

53- سروصداهای متفرقهSound Effects
تمام صداهای فیلم به جز گفتگوها و موسیقی،سروصداهای مختلف (صدای پا،موتور اتومبیل، ریزش آب، غرش هواپیما و غیره).  
 

54- سکانس (فصل)Sequence
قسمتی از فیلم که خود به خود جزئی کامل است و معمولاً با «روشن شدن تدریجی تصویر»Fade-in شروع و به «تاریکی تدریجی» Fade-outختم میشود. اگر خواسته باشیم فیلم را به داستان بلند شبیه کنیم< «سکانس» معادل «فصل» در کتاب خواهد بود.  
 

55- سناریو (فیلمنامه)Scenario  
واژه ای ایتالیایی، طرح داستان فیلم که صحنه به صحنه و فصل به فصل دنبال هم آمده و نمودار وقایع و شخصیتهای ماجرا باشد. این واژه در سینمای فرانسه و ایتالیا مرسوم است و معادل آن ....... آمریکا و انگلیس Screen play است.

 

56- تدوین Editing  
تدوین فیلم عبارت است از سلسله مراتب جمع آوری «نما»های منفرد و جمع فیلم و نوارهای صوتی و درهم کردن آنها به صورت یک واحد پیوسته متشکل و معنی دار. تدوین به شکل بدوی و ابتدایی یعنی به هم وصل کردن«نما»های فیلم برحسب ردیفی که قبلاً در سناریو معین شده است. به صورتی جامعتر و وسیع تر، تدوین هنر شکل و نظام، روح معنی و وزن (ریتم) بخشیدن به اجزا ضرورتاً جدا فیلمبرداری شده است، به طوری که از درهم شدن این اجزا «فیلم» (منظور و حرف فلیمساز) حاصل گردد. بسیاری از فیلمسازان معتقدند که فیلم در اتاق تدوین ساخته میشود و تدوین کننده میتواند فیلم را احیا کند.
 

57- تدوین کننده Editor
متصدی تدوین فیلم که بانظر کارگردان «نما»های مختلف و غالباً پراکنده را برحسب شماره هایی که دارند، به هم می چسباند. تدوین کننده ضمن این عمل صدای هر «نما» را نیز با آن «سینک» (تطبیق) می کند. لازم به توضیح است که شماره هر «نما» و «سکانس» (فصل) و «برداشت» در آغاز هربار فیلمبرداری روی «کلاکت» نوشته میشود و متصدی «کلاکت» شماره «نما» و سایر مشخصات آن را با صدای بلند ادا می کند تا روی نوار صدا ضبط شود. آنگاه دسته کلاکت را به هم می کوبد. صدای این ضربه روی نوار صدا و تصویر به هم خورد کلاکت روی فیلم، راهنمای سینک صدا و تصویر خواهد بود.  
 

58-  تدوین موازی Cross-cutting
قطع متناوب از یک صحنه به صحنه دیگر و نشان دادن تکه ای از یک واقعه و تکه ای از واقعه ای دیگر به صورتی که دو ماجرا به طور موازی و متناوب پیش برده شود. به عبارتی دو واقعه همزمان درحال روی دادن است.  
 

59- تصاویر روی هم Multiple-Exposure
یک نمای واحد که از چاپ و یا روی هم افتادن دویا چند تصویر مختلف تشکیل شده باشد. به طوریکه طرح هر یک از تصاویر (هرچندمحو) ازخلال سایر تصاویر پیدا باشد (مثل چهره ای بر زمینه یک ساختمان و روی این دو تصویر صفحه روزنامه ای). این تدبیر برای خلاصه و فشرده بیان کردن یک خبر و یا انتقال حس، حالت یا فضایی خاص به کار میرود. به این نوع نما «سوپر ایمپوزیشن» supperimposition نیز گفته میشود. 
 
60- تصاویر کنارهم Multiple-Image
موقعی که در کادر یک «نمای» واحد دو یا چند تصویر مشابه یا مختلف درکنارهم ظاهر شوند. مثلاً در فیلمهای قدیمی گاهی در صحنه ای که دونفر به هم تلفن می کردند، هرکدام را در یک طرف کادر نشان می دادند که با خطی از وسط جدا شده بودند. به این تدبیر (پرده قسمت شده) split screen هم گفته میشود.
 

61- تهیه کننده Producer
کسی که بساط مادی و نیروی خلاقه انسانی فیلم را فراهم و جمع می کند. چنین کسی میتواند شخصاً سرمایه گذار فیلم باشد و یا برای یک سرمایه گذار کار کند، قصه ای را پیدا کند (یا به او عرضه شود) نویسنده ای را به کار تهیه فیلمنامه بگمارد، کارگدان و هنرپیشه ها و سایر افراد کادر سازنده فیلم را استخدام کند و مواظب مخارج و حسن اجرای برنامه تهیه فیلم باشد.  
 

62- تیلت Tilt
حرکت عمودی دوربین روی محور ثابت، مثل شخصی که ایستاده و طول ساختمان بلندی را از بالا تا پایین (یا برعکس) با حرکت سر نگاه کند.  
 

 63- جامپ کات (قطع ناگهانی)Jump cut
جهش غیرمنتظره در جریان روایت تصویری، بیشتر برای خلاصه و فشرده کردن سلسله وقایع، به کار میرود مثلاً مردی از اتاقش در منزل خارج میشسود. قطع به: به اتاق کارش در اداره وارد میشود. 
البته اگر دونما به صورتی غلط که موجب پرش شود به هم وصل شوند نیز از این اصطلاح استفاده میشود. مثلاً فردی در نقطه «الف» نشسته است و سخن می گوید ناگهان ببینیم ادامه سخن او در همان مکان قبلی اما در نقطه «ب» جریان دارد. گویا فرد مذکور از نقطه «الف» به نقطه «ب» در یک آن پریده است. این عمل از عیوب تدوین به حساب می آید. این اصطلاح را جامپ نیز تلفظ می کنند.  
 

64- حرکت Action  
دستوری که کارگردان موقع فیلمبرداری برای شروع بازی به هنرپیشه ها می دهد. این دستور شامل­چهارقسمت­است:  نور LIght که مسئولین چراغها و نورافکنها را روشن می کنند. صدا soundمتصدی ضبط صدا، ضبط صوت را به کار می اندازد و با صدای بلند ضبط صدا را اعلام­می­کند. 
دوربین­cameraمتصدی­دوربین،­دستگاه­را­به­کار­می­اندازد.حرکتAction هنرپیشه ها، بازی را شروع می کنند.  
 

65- حرکت آرام (اسلوموشن)slow motion  
حرکاتی که روی پرده سینما کندتر از حرکت معمولی جلوه کند. اگر با دوربین فیلمبرداری به بای 24 کادر در ثانیه که سرعت عادی است تعداد بیشتری کادر (مثلاً 48 کادر) در ثانیه فیلم بگیرند، فیلم موقع نمایش حرکات را کند و کشدار نشان میدهد.  
 

66- حرکت سریع (فست موشن)Fast motion
وقتی که فیلم به میزانی کمتر از 24 کادر در ثانیه (مثلاً 12 کادر در ثانیه) فیلمبرداری شود. موقع نمایش، حرکات سریعتر از معمول به نظر میرسد. این اصطلاح را Accelerated هم می گویند.  
 

67-  حرکت معکوسRevers motion    
حرکتی خلاف جهت واقعی و طبیعی، مثل عقب حرکت کردن آدمها و اتومبیلها، جهش از سطح استخر به روی تخته شیرجه و غیره. اگر موقع فیلمبرداری دوربین را وارونه کنند و از صحنه فیلم بگیرند و بعد این تکه فیلم گرفته شده را دربیاورند و سروته کنند و در وسط تکه قبل و بعد خود بچسبانند. حرکت اشیا و اشخاص دراین تکه از فیلم معکوس خواهد بود. در فیلمهای حرفه ای این عمل غالباً در لابراتوارانجام میشود.  
 

68- آنونس (برنامه آینده) Trailer
فیلم کوتاهی که برابر با سه یا چهار دقیقه برای معرفی و تبلیغ یک فیلم آینده ساخته و درهم میشود و معمولاً شامل لحظه های حساس و جذاب فیلم است.
 

69- بوم Boom  
دسته بلندی که میکروفن صدابرداری را موقع فیلمبرداری بر سر آن نصب می کنند و خارج از حوزه دید دوربین بالای سر هنرپیشه ها نگاه میدارند و همراه با حرکت آنان این طرف و آنطرف میبرند.  
 

70- پرده سینما screen
پرده کل نمایش فیلم که فیلم بر آن تابانده میشود. این پرده ممکن است سطحی مات (غیرشفاف) باشد. پرده های رایج سینماهای امروز الیاف نقره ای دارد و سوراخ سوراخ است تا اولاً نور را بازنتاباند و ثانیاً صدای بلندگوها از پشت پرده رد شود.  
 

71- پزیتیو Positive     
نسخه ای که بعداز چاپ در لابراتوار از روی نسخه منفی (نگاتیف) به دست می آید و تصویر آن، تصویر واقعی است و هر جسمی به شکلی که در عالم واقع هست دیده میشود.  
 

72- پلان سکانسPlan-sequence
اصطلاح فرانسوی به معنی یک «فصل» از فیلم که به صورت یک «نمای» طولانی بدون قطع گرفته شده باشد. به این اصطلاح، seqvence shop هم گفته میشود.  
 

73- پن pan
حرکت افقی دوربین از راست به چپ یا بالعکس روی پایه ثابت. حرکتی شبیه به کسی که ثابت ایستاده است و سرش را از چپ به راست یا بالعکس حرکت میدهد و افق را از زیرنظر می گذراند. این حرکت نیم دایره ای است.  

 

74- مچ کات match cut

تداوم حرکت بین دونما به طوری که حرکت نمای دوم ائامه حرکت نمای اول باشد.

 

 75-جامپ کات jump cut

به آن پرش گفته می­شود به دلیل عدم هماهنگی و نبود مچ کات بین دو نما به وجود می­ آید

 

76- تدوین فازی

تدوین آزاد نام دارد که تدوینگر تابع قوانین تدوین در مکتب کلاسیک یا مکاتب دیگر نمی باشد (تدوین سلیقه ای بر اساس موضوع)

 

77-فلش بک flash back

نوعی بازگشت به عقب می­باشد که در تدوین داستانی برای نشان دادن موضوعی که زمان آن سپری شده است و نتیجه آن در زمان حال باقی است

 

78- نی شات knee shut

نمای از سر زانو تا بالای سر که در زمان سینمای وسترن از آن استفاده می­شد.

 

79- های انگل hagh angle

نمای زاویه دید از بالا که برای نشان دادن حقارت افرادی که در پائین ایستادن استفاده می­شود.

 

80- لو انگل low amgle

نمای زاویه دید از پائین برای نشان دادن قدرت آن فرد که بالا ایستاده.

 

81-  eye level نمای زاویه دید  

به طور نرمال و مستقیم که پر کاربردترین زاویه نما می­باشد.

 

82-صدای دفاز

قرار گرفتن دو صدای مختلف با یک فرکانس مشخص به طوری که هر کدام مانع از شنیدن دیگری شود.

 

 83- کالربار

مرجعی است برای تنظیم رنگ های اصلی و فرعی مانیتور.

 

85- فریز freez

یک فریم از تصویر به شکل ثابت

 

87- کنداکتور

جدول پخش برنامه ها با توضیح کامل کلاکت تایم پخش و باند صا

 

89- کرول

حرکت تایتل ها از چپ به راست یا راست به چپ برروی تصویر را گویند

 

90- رول roll

حرکت تایتل از بالا به پائین یا به العکس

 

91- epg

کنداکتور دیجیتال زمان پخش برنامه ها

 

92-چراغ تالی

چراغ قرمز بالای دوربین که معمولا در استودیو ها استفاده می­شود برای آگاه کردن شخصی که رو به دوربین می باشد

 

93- اتو کیو

در برنامه های خبری استفاده میشود مانیتور کوچکی است پشت دوربین و روبروی گوینده که به او کمک میند بدون نگاه کردن به پایین متن خبر را بخواند.

 

 94- look room

جهت نگاه در قاب تصویرکه جای قرار گیری سوژه در قاب تصویر را معین میکند

 

95- تراولینگ travling

حرکت همزمان دوربین همراه سوژه

 

96- پلان

به فاصله یکبار خاموش یا روشن شدن دوربین پلان میگویند

 

 97- نریشن

توضیحاتی در رابطه با تصویر که فقط به صورت صدا برروی آن گذاشته میشود

 

98- نریتور

کسی که نریشن را میخواند

 

99- تیتراژ

معرفی عوامل سازنده برنامه به وسیله تایتل که معمولا با موسیقی همراه است

 

100- levl sund لول صدا

کمی یا زیادی صدا گفته میشود

 

101- over Sunda

وقتی لول صدا بسبیش از حد بالا باشد به آن over گفته میشود

 

102- distort

به صدای خرابی گفته میشود که در تدوین قابل اصلاح نمی باشد به نوعی ریختگی صدا میباشد

 

103- convert کانورت

تبدیل از فرمتی به فرمت دیگر

 

104- اسکوپ

به سیاهی اندازه بالا و پایین تصویر گفته میشود

 

105- کراپ

بریدن تصویر از بالا یا پایین چپ یا راست

 

106- فریم

واحدی از تصویر میباشد که در تلویزیون و سینما هریک ثانیه تصویر از24 یا 25 فریم(عکس) تشکیل شده است

 

107- اسکروپ

اصطلاحاً به کم کردن یک فریم از هر ثانیه از تصویر میگویند

 

108- فولو

به تصویر غیر واضح میگویند

 

109- اسلو موشن

به تصویری که سرعت آن پایین آمده باشد.

 

110- لوکیشن

به محل فیلمبرداری گویند

 

111- بازپخش

تکرا برنامه پخش شده

 

112- تیپ

شخصی در فیلمنامه که نمایان گر یک شخص از قشر یا جمعیت خاصی در جامعه است

 

113- شخصیت

شخصی در فیلمنامه که دارای خصوصیات اخلاقی و فردی مخصوص به خود میباشد

 

114- ری اکشن

عکس العمل

 

115- پیش تولید

به مراحل قبل از فیلمبرداری که شامل جمع آوری عوامل نگارش فیلمنامه و غیره ... میباشد

 

116- تولید

به مرحله انجام فیلم برداری تولید گفته میشود

 

117- پس تولید

به مراحل پس از فیلمبرداری که شامل تدوین و صدا گذاری (مرحله پایانی) گفته میشود

 

118- نماهنگ

موسیقی یا ترانه با تصویر هماهنگ است

 

119- کلیپ

 معمولا دارای یک داستان و یا بازیگر فرضی یا حقیقی میباشد

 

120- پاساژ

آیتمی کوتاه از جنس برنامه که برای بالا بردن ریتم در آیتم های بلند استفاده میشود

 

121- تک شات

نمای یک نفره

 

122- 2شات

نمای دو نفره

 

123- تایم کرد

تایمری است که شامل ساعت دقیقه و ثانیه و فریم میشود

 

124- ساچوره

تصویر سوخته که نشانگر اعمال نل صحیح وایت بالانس میشود

 

125- رژی

اتاق فرمان که عوامل انسانی تولید و تجهیزات در داخل آن قرار میگیرد

 

126- هاش اف (HF)

میکروفون بیسیم و مخفی

 

127- وایت بالانس

تنظیم سه رنگ اصلی بر روی رنگ سفید

 

128- بلک بالانس

تنظیم سه رنگ اصلی بر روی سطح سیاه

 

129- رزولوشن

کیفیت تصویر

 

130- قاب تصویر

چارچوبی که تمام اجزا در درون ان قرار میگیرن

 

131- صدای آمبیانس

تمام صداهایی که در یک محیط معمولی به گوش میرسد

 

132- تایتل

نوشته روی تصویر

 

133- لوگو

شکل یا المان شناخت یک برند یا شبکه خواص

 

134- کامیپیوتر cg

کامپیوتری که تایتل ها لوگوها و کرول ها از طریق آن به میز کارگردان فرستاده میشود و از آنجا به روی آنتن میرود

 

135- اکسپرت

به عمل خروجی گرفتن در تدوین گفته میشود

 

136- ایمپورت

به عمل وارد کردن فایل درون نرم افزار در تدوین گفته میشود

 

137- تایم لاین

محیطی که در نرم افزار تدوین متریال درون آن قرار میگیرد و آماده بهره برداری میشود

 

138- ریختگی تصویر

خرابی تصویر یا ریزش پیکسل ها

 

139- رندر

به مرج کردن و هماهنگ کردن متریال های مختلف در تایم لاین های بر روی هم گفته میشود

 

140- تایم

زمان برنامه

 

141- ناظر پخش

کسی که تمام مسئولیت رژی بر عهده آن است و مستقیم با مدیر پخش در ارتباط است

 

142- منشی صحنه

وظیفه منشی صحنه این است که تمامی برنامه ها از جمله اذان ها سر موقع پخش شود

 

143- کارگردان استودیو

وظیفه انتخاب منابع مختلف تصویری و فرستادن تمام آنها برروی آنتن

 

144- صدابردار

صدابردار به کسی گفته میشود که وظیفه تنظیم صدا و باند صدا در داخل رزی بر عهده اوست

 

145- cg man گرافیست

تمامی تایتل ها کرول ها و لوگو ها توسط cg man به روی آنتن میرود

 

146- سرچ

دیدن یک تصویر یا فیلم با سرعت بالا را سرچ گویند

 

147- vdr

دستگاهی که در آن دیسک های مغناطیسی پلی میشود مانند xdcam

 

148- vtr

دستگاهی که در آن نوارهای مغناطیسی پلی میشود مانند betacam

 

149- نویز صدا

صداهای مزاحم در پس زمینه صدای اصلی

 

150- صدای سونو

صدای داخل استودیو

 

151- رابط هماهنگی

فردی که مسئول برقراری ارتباط بین واحد رژی و سایر واحد های پخش و گروه های برنامه ساز با پخش میباشد

 

152- بردر

حاشیه رنگی پیرامون تایتل یا تصویر

 

153- لوگو استیشن

آیتم کوتاه برای معرفی لوگو

 

154-واحد هماهنگی

واحدی که در آن جدول پخش برنامه ها تنظیم میشود

 

155-واحد بازبینی

واحدی که در آن مجوز پخش برنامه ها صادر میگردد

 

 156- باند صدا

پخش شدن صدا از بلندگوی سمت چپ یا راست

 

157- وله

آیتمی کوتاه مرتبت با فضای برنامه که تایم آن از پاساژبیشتر است و موضوع خواصی را یاد آور میشود

 

158- استیج

صحنه یا بلندی است که محل اجرا میباشد

 

159- صحنه

واحدی بزرگ تر از پلان و کوچکتراز سکانس که وجب وحدت موضوع و یکپارچگی سکانس میشود

 

160- هلی شات

تصویر از بالا از طریق هلی کوپتر را گویند

 

161- کارمنت

وسیله ای است برای قرار گیری دوربین برروی خودرو که لرزش ها و تکان هارا از تصویر حذف میکند

 

162- انترفون

میکروفونی برای ارتباط کارگردان با تصویر برداران داخل استودیو و نودال

 

163-فیلتر

کاغذی است رنگی یا سفید برای تغییر رنگ نور یا نرم کردن نور

 

164- رفله

باز تاب نور در صحنه را رفله نور گویند

 

165- رکورد

ضبط کردن

 

166- آفیش

هماهنگی و فرآخوان عوامل برای حضور در سر صحنه فیلمبرداری

 

167- دیلی

تعویق و بازتاب صدا

 

168- فیدبک صدا

بازخورد صدا برگشت صدا

 

169- اکو

تکرار صدا

 

170- واحد سیار

خودرویی که عوامل تولید و تجهیزات تولید درون آن قرار میگیرد مانند دوربین و میز سوییچ

 

171- نور آمبیانس

نور معمول محیط

 

172- پرتابل

سیار و قابل حمل

 

173- راکورد

حفظ تداوم و پیوستگی صحنه

 

174- ریتم

به میزان تایم هر نما و سرعت جلو رفتن داستان و تعویض نما ها گفته میشود

 

175- مدالیون

قرار دادن چند تصویر با اندازه کوچکتر در قاب اصلی تصویر

 

176- pov

نمای زاویه دید شخص

 

177- on air

چراغی با همین نام بالای درب ورودی استودیو که روشن بودن آن به معنای آن است که برنامه ای در حال ضبط میباشد

 

178- اکسترنال

تصویری که به وسیله ماهواره یا فیبر نوری برای محلی خواص فرستاده شود

 

179- live

کلمه ایست که اگر در بالای تصویر قرار بگیرد به معنای آن است که برنامه در زمان پخش در حال تولید میباشد

 

180- فوتو کیلیپ

عکس هایی که به صورت موزون با موسیقی به نمایش در میآیند

 

181- استوریج storage

منبع ذخیره سازی اطلاعات

 

182- دفورمه

تصویری که از حالت طبیعی خارج شده باشد

 

183- تصویر sd

تصویری که ابعاد آن 720*576 باشد

 

184- خط فرضی

خطی است که به صورت فرضی از میان دو کاراکتر میگذرد به دوربین فقط اجازه چرخش 180درجه حول موضوع را میدهد

 

185- مانیتور پریویو

مانیتوری است که میتوان منابع تصویری را قبل از رفتن بر روی آنتن چک کرد

 

186- مانیتور فینال

مانیتوری که منابع تصویری برای رفتن برروی آنتن درون آن قرار میگیرد

 

187- اسمبل

سر هم کردن اجزا

 

188- سه بعدی

حالتی که در آن علاوه بر طول و عرض بتوان عمق و ارتفاع جسم را نیز دید

 

189- پارازیت

موج های اضافی که گاهی به صورت خطوط اضافی برروی تصویر ظاهر میگردد.

 

190- کنتراست

تفاوت بین سیاهی و سفیدی تصویر.

 

 191- کروم

شدت رنگ تصویر.

 

192- ریمسترینگ

گذاشتن صدا ی یک تصویر مشخص برروی تصویر با کیفیت تر از همون برنامه.

 

193-  q دادن

آگاهی دادن مطلع کردن

 

194- سینک کردن

هماهنگ کردن صدا با تصویر.

 

195- تاچ دادن نور

دادن نور موضعی به موضوع یا المانی خواص به طوری که آن را بولد کند.

 

196- دیمر نور

وسیله ای برای کم کردن و زیاد کردن شدت نور در داخل استودیوم.

 

197- میتر صدا

مقیاسی برای بالا بودن یا پایین بودن لول صدا.

 

198- سکام

سیستم پخش تلویزیونی برای مثال سیستم پخش تلویزیون کشور آمریکا سکام است

 

199- همپوشانی

قرار گرفتن یک المان اضافی برروی تصویر یا تایتل مورد نظر به طوری که رویت منبع اصلی را به صورت واضح ممکن نسازد

 

200- ftp

پروتکل و نرم افزاری که کاربران به وسیله فیبر نوری از نقاط مختلف میتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و در صورت نیاز فایل ارسال نمایند.
 

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به رامین کاظمی کلجاهی می باشد